تبليغاتX
ماهی - به کنعان

 برگ ها پچ پج محزونی کردند

و پرتاب شدیم روی زمین خدا .

چیز دیگری یادم نیست

به جز پوست خراشیده ی این نارَنج

و مزّه ی خونی که از انگشتت چشید .

نوشته شده توسط علی رضا دالک    | لینک  |